X
تبلیغات
رایتل

بالاخره یه برنامه ای پیش اومد تا این مسیر رو برم خیلی دوست داشتم این مسیر رو یاد بگیرم درسته فصل خوبی نبود و آخرین فصل گرما بود ولی با همه اینا زیبایی های خودش رو داشت .

مسیر طولانی بود و برنامه خیلی فشرده یعنی از ساعت 7 بعد از ظهر چهار شنبه راه افتادم حدود 11 شب قبل از خاتون بارگاه شب مانی داشتیم پنج شنبه از 7 صبح راه افتادیم دشت لار رو رد کردیم انتهای دشت صبحانه و بعدش رفتیم سرخک در انتهای دشت لار از اونجا رفتیم گردنه قو به ارتفاع حدود 3400 متر و از اونطرف فرود اومدیم و تا ساعت 4 عصر حرکت کردیم از 4 تا 5 ناهار بود و بارون هم اجازه حرکت نمیداد بعدش راه افتادیم و ساعت 9 رسیدیم روستای یالرود همون ابتدای روستا شب مانی داشتیم و صبح از روستا با وانت رفتیم بلده و از اونجا به تهران برگشتیم به نظرم میشد خیلی سبک تر و بهتر برنامه ریزی کرد ولی خب چه میشه کرد گروهی که باهاشون رفتیم برنامه شون اینجوری بود .

بهترین دست آوردی که برا من داشت یاد گرفتن این مسیر بود . انشالله برج 3 یا 4 سال دیگه این مسیر رو با دوستان میرم.



 

 


خاتون بارگاه




عشایر دشت لار


دشت لار



آبشار سفید آب



سرخک انتهای دشت لار


گردنه قو



دره پا کبود







دشت چهل چشمه




اینم تبلیغ برند Deuter









ورودی روستای یالرود



بلده



جای همه دوستان رو هم خالی کردم.

نظرات (14)
دوشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 10:28 ق.ظ
سلام دوست عزیز . میشه لطف کنی و فایل gps مسیر رو بزاری . ممنون میشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام فایل را ندارم ولی با سرچ کردن پیدا میکنید
شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 02:31 ب.ظ
سلام به آقا نیما ی عزیز و گرانقدر
سال نو شما هم مبارک
امیدوارم که سال پیش رو برای شما سالی سرشار از شادی و سلامتی و صعووووود به قله های رفیع موفقیت باشه.

آقا نیما
این هفته جمعه حتما ما برنامه داریم. یه قله سبک ، شاید بند عیش
خوشحال میشویم...

***

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب
صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
مانند تو آدمی در آباد و خراب
باشد که در آیینه توان دید و در آب

"سعدی"
پاسخ:
سلام
ای بابا الان دیدم
هفته پیش اینترنت درست و درمونی نداشتم
امیدوار بهتون خوش گذشته باشه
دوشنبه 30 دی‌ماه سال 1392 ساعت 03:24 ب.ظ
تا ابد که اینطور نمیمونه آقا نیما
یه روز بالاخره زندگی به ما لبخند میزنه و ما پای جا پای شما میذاریم در یک برنامه مشترک ک ک ک

ما مخلصیم آقا نیما

***

آتش و آدم
ترکیبی نامتجانس است
من از میان این آتش گر گرفته
در رویاها و عشق ها
غیر ممکن است سالم برگردم
بازگشت من
اندوه بار خواهد بود
کاش مثل نان بودم
چه زیبا بر می گردد
از سفر آتش!

"رسول یونان"
سه‌شنبه 14 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 11:49 ق.ظ
سلام آقا نیما ی عزیز
وقت بخیر
انشاا... مشکلی که براتون پیش اومده به زودی مرتفع بشه و ما شما رو زیارت کنیم. به هر حال ما همچنان مشتاق دیداریم آقا نیما

یک نکته:
معمولا در وبلاگها مرسومه که صفحه نظرات جداگانه باز میشه
در حالی که اینجا در وبلاگ شما، نظرات در انتهای هر پست باز میشه!!!
یعنی وقتی میخوای نظر بذاری کل پست با تمام عکسها لود میشه که زمان بر هست و اصلا منطقی نیست!

الان من خودم واقعا با این قضیه مشکل دارم. باید صبر کنم تا 60 تا عکس لود بشه و بعد نظر بذارم!
فکر کنم این مربوط به قالب انتخابی شما میشه.
حتما حتما این مشکل رو رفع بفرمایید آقا نیما
یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 01:45 ب.ظ
سلام به آقا نیمای عزیز

چرا اینجا آپ نمیشه
برنامه خبری نیست یا حس نوشتن نیست یا ... !!؟؟

آقا ما همچنان چشم به راهیم و مشتاق دیدار
برنامه هفته آینده رو هم همیشه از چند روز قبل گوشه وبلاگ در قسمت
"برنامه های آتی" می ذارم
هر وقت آزاد بودید افتخار بدید خوشحال میشیم

پیروز باشید
سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 01:46 ب.ظ
هرگز شیشه عطر از دستتان افتاده که بشکند؟
شیشه ی عطرم شکسته بود!
حیاط پر از بوی خدا شده بود!
ستاره ام - درشت و درخشان-
روبه رویم پشت به دیوار،
سر بر گریبان برده بود
و من در آغوش ماه
برای همیشه به خواب رفته بودم!
با گونه ی خیس و کبود سیزده سالگی ام
که جای آخرین بوسه ی مادرم بود!

"زنده یاد حسین پناهی"
سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 01:44 ب.ظ
خثوسی!

یک پیشنهاد سازنده ه ه:
از اونجایی که اینجا کامنت خصوصی نمیگیره. شاید بهتره که کامنتها رو تاییدی کنید آقا نیما.

سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 01:42 ب.ظ
سلام آقا نیما
این هفته ما به اتفاق دوستان، برنامه گل گشت خانوادگی داریم:
فیروزکوه، روستای هرانده، غار بورنیک.
جمعه 12 مهر ماه
خوشحال میشیم شما هم تشریف بیارید.

آقا این پیام مثلا الان خصوصیه!
پنج‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:43 ب.ظ
با شبی که در گذر است
با شبی که در چشمهایت در گذر است
مرا به خوابی دیگر گونه بیداری بخش
چرا که من حقیقت هستی را
در حضور تو جسته ام
و در کنار تو صبحی است
که رنج شبان را
از یاد می برد
بگذار صبحم را به نام تو بیاغازم
تا پریشانی دوشینم
از یاد برده شود

محمد شمس لنگرودی
چهارشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 03:27 ق.ظ
درود
به ترین ها را برای تان آرزو می کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون جناب فرهادی نژاد
سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:21 ب.ظ
چه پیام خصوصی شد. خسته نباشم!
سه‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 01:00 ب.ظ
درود آقا نیما
این از اون برنامه هاس که حسابی میچسبههههه
دیگه فصلش هم باشه که چه بهتر
بقول شما برج 3 و 4 عالیه
اوج سرسبزی و طراوت در منطقه

سبز باشید و همیشه در اوج

***

وقتی که سیل سرازیر می شود، جایی که قطره عرق ما چکید، پاک خواهد شد و نقش پایمان بر خاک از بین خواهد رفت. اما شاید بومادران و بابونه در یاد سبز خود نگهدارند، روزی که ما به بوی خوش پاکشان سلام می دادیم و روی برف نوشتیم: ما هنوز زنده ایم.

"ابراهیم گلستان"
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:08 ب.ظ
سلام
خوشحالم که دوباره عکس های قشنگتون و میبینم .ان شاالله که بدون وقفه به کارتون ادامه بدید
موفق باشید
امتیاز: 0 0
شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 07:51 ب.ظ
سلام دوست خوبم
وب قشنگی داری
خوشحال میشم به وب من هم سر بزنی
میتونی برای وبلاگت آدرس جدید ثبت کنی
http://s2a.ir
امتیاز: 1 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد